اسحاق بن اسماعيل دهلوى

88

غاية الشفاء

بخارهاى بد كه با وى آميخته شود و حركت بادهاى خوش كه عادت به دو نرسد و او را بجنباند طبيعت بگردد و عفونت پذيرد و گاه باشد كه بادهاى بسيار آيد زمين‌هاى به دو از گورستان‌ها و مجاريت‌ها و بخارهاى بدان موضع ديگر رساند و هوا را بد كند و گاه باشد كه اندر باطن زمين بخارهاى بد تولد كند و ظاهر برآيد و مضرت آن اندر آب و هوا پديد آيد و هرگاهى كه هوا به سببى ازين اسباب كه مذكور شده بگردد و با تولد كند از بهر آنكه به هيچ چيز يا روح جانوران آميخته‌تر از هواست هرگاهى كه هوا بد شود بيمارى جانوران و مرگ ايشان پديد آيد و بدين سبب است كه جانوران حس لطيف خطاف كه بپارسى پرسنگ خوانند و تعلق چون هواى ولايت بد شود از انجا بگريزد و اندر هواى تر بيشتر باشد كه اندر هواى خشك و بدين سبب است كه اندر تابستان گرم و خشك و با كمتر باشد و هر بيمارى كه اندر وى ماند بدتر باشد تا زود هلاك شود يا رنج بسيار كشد بهترين سامان آن بود كه هر فصلى از وى بطبع خويش گذرد چنان كه اندر فصل خريف هوا سخت گرم و سرد نباشد و باران معتدل بارد و اندر فصل زمستان سرما و باران جيد نباشد فصل بهار بغايت اعتدال باشد و بىباران چند معتدل نباشد و بىسرما و باران كه عادت هر موضع است نباشد هرگاهى كه فصلهاى سال برين‌گونه باشد و با نبوده بيمارى كمتر باشد بايد دانست هرگاهى كه و با پديد آيد هواى خانه بهتر از هواى صحرا باشد و تا اندر تن خلط بد نباشد هواى فاسد در وى اثر نكند ليكن اگر شخصى باشد كه جماع بسيار كند يا هر روز بگرمابه شود مسام او بدان سبب كشاده گردد اگرچه اندر تن او خلط فاسد نباشد هواى بد بمسام او باز رسد و اخلاط او تباه شود و هواى ميوه‌هاى و نباتها را تباه كند چون جانوران از ان ميوه‌ها و نباتها بخورند اثر در ايشان شود و از گوشت ايشان كه انسان خورند مضرت در تن ايشان رسد و حالت بيشتر در اوقات آخر تابستان و فصل خزان افتد و هرگاهى كه در اول فصل خريف و ماه ايلول در شبها كه ستارگان